Skip to main content
پیامبران و زائران·7/7·2
Photograph of شهر باستانی افسوس

The place

شهر باستانی افسوس

کشفِ خانه‌ی مریم

چگونه یک راهبه‌ی آلمانی از بستر بیماری خانه‌ای را توصیف کرد که هرگز ندیده بود

1st century AD (house) / 1881 (discovery)شهر باستانی افسوس

هرگز از تختش بلند نشد. آنه کاترین امریش یک راهبه‌ی آلمانی بود که در شهر کوچک دولمن زندگی می‌کرد، و در سال‌های آخر عمرش حتی توانِ ایستادن نداشت. اما ماجرا اینجاست: از همان تخت، خانه‌ای را توصیف کرد که هرگز ندیده بود، در سرزمینی که هیچ‌وقت پا نگذاشته بود — و شصت سال بعد، کسی آن خانه را درست همان‌جایی که گفته بود پیدا کرد.

امریش از کودکی رؤیا می‌دید — صحنه‌های زنده و پرجزئیات از تاریخ مقدس که انگار وسطشان ایستاده بود. روی دست‌ها و پاهایش هم زخم‌هایی داشت که هیچ توضیحی نداشتند — درست مثل زخم‌های به صلیب کشیده شدنِ مسیح. پزشکان معاینه‌اش کردند و سردرگم ماندند. بین سال‌های ۱۸۲۰ تا ۱۸۲۴، هرچه دیده بود را برای کلمنس برنتانو — شاعر آلمانی سرشناسی — تعریف کرد و او آن‌ها را تبدیل به کتاب کرد.

یک رؤیا از بقیه فرق داشت. امریش با جزئیاتی که مو به تنِ آدم سیخ می‌کند، آخرین خانه‌ی حضرت مریم را توصیف کرد — خانه‌ای سنگی و کوچک روی کوهی بالاتر از شهر باستانی اِفِسوس، در ساحل غربی ترکیه‌ی امروزی. طبق سنت مسیحی، یوحنای حواری مریم را پس از مصلوب شدنِ مسیح به آنجا برده بود تا در امان باشد. نقشه‌ی اتاق‌ها، چشمه‌ی کنار خانه، شکل کوه و حتی نمای دریا از پایین — همه را توصیف کرده بود.

سال ۱۸۸۱، یک کشیش فرانسوی به نام ژولین گویه این توصیفات را خواند و تصمیم گرفت خودش برود ببیند. تنها نقشه‌اش حرف‌های امریش بود. به اِفِسوس رفت و از کوه کوریسوس بالا رفت — اهالی آنجا اسمش را بُلبُل‌داغی می‌گذارند، یعنی «کوه بلبل‌ها» — و همان‌جا، درست در نقطه‌ای که امریش گفته بود، ویرانه‌های یک خانه‌ی سنگی کوچک را پیدا کرد. چشمه آنجا بود. نقشه‌ی خانه جور درمی‌آمد. تک‌تک جزئیات درست بود.

ده سال بعد، گروهی از مبلّغان کاتولیک به نام لازاریست‌ها همراه با باستان‌شناسان برگشتند تا درست‌وحسابی کاوش کنند. چیزی که پیدا کردند همه را مات کرد: پیِ خانه مربوط به قرن اول میلادی بود — دقیقاً دوره‌ای که مریم واقعاً آنجا زندگی کرده بود. این یک افسانه‌ی قرون‌وسطایی نبود که لایه‌لایه بالا رفته باشد. سنگ‌ها واقعی بودند، و به‌اندازه‌ی کافی قدیمی.

کلیسای کاتولیک موضوع را جدّی گرفت. سال ۱۸۹۶، پاپ لئوی سیزدهم رسماً آنجا را زیارتگاه اعلام کرد. از آن زمان تا حالا، سه پاپ شخصاً به دیدنش رفته‌اند: پل ششم در ۱۹۶۷، ژان‌پل دوم در ۱۹۷۹، و بندیکت شانزدهم در ۲۰۰۶. اما فقط مسیحی‌ها نیستند که می‌آیند. مسلمانان هم حضرت مریم را بسیار گرامی می‌دارند — در قرآن سوره‌ای کامل به نام اوست — و این خانه مؤمنانِ هر دین و آیینی را به خودش می‌کشاند.

و این همان بخشی‌ست که آدم را شب‌ها بیدار نگه می‌دارد. زنی که از تخت بلند نمی‌شد، در شهرکی کوچک در آلمان، خانه‌ای دو هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر را توصیف کرد — جایش، نقشه‌اش، حتی چشمه‌ی کنارش — و حق با او بود. هرگز از آلمان بیرون نرفت. هرگز نقشه‌ی اِفِسوس را ندید. هرگز با کسی که از آنجا آمده باشد حرف نزد. می‌گویند چشمِ دل چیزی می‌بیند که هیچ نقشه‌ای نشان نمی‌دهد — شاید حق با آن‌هاست. خانه‌ی روی کوه واقعی‌ست. امروز هم می‌توانید از درش رد بشوید.

پند داستان

بعضی چیزها توضیحی ندارند — فقط پیدا می‌شوند. خانه هنوز سرپاست، و سؤال هنوز بی‌جواب.

شخصیت‌ها

V
Virgin Mary
J
John the Apostle
A
Anne Catherine Emmerich
A
Abbé Julien Gouyet

منبع

Anne Catherine Emmerich visions, compiled by Clemens Brentano; Lazarist expedition records; Papal recognitions