در قرن نهم پیش از میلاد، شبهجزیرهٔ پِلوپونِز در آتش جنگ و بیماری میسوخت. طاعون روستاها را خالی میکرد و شهرهای یونانی بیوقفه به جان هم افتاده بودند. قبیله علیه قبیله، شهر علیه شهر — یونان داشت خودش را نابود میکرد. شاه ایفیتوس، فرمانروای الیس، وقتی دید هیچ راهی نمانده، تصمیم گرفت به معبد دِلفی برود و از کاهنهٔ پیتیا راهنمایی بخواهد.
پاسخ پیشگو غیرمنتظره بود. نگفت لشکر جمع کن یا متحد پیدا کن. گفت در المپیا مسابقات ورزشی برگزار کن، و تا وقتی بازیها ادامه دارند، همهٔ جنگها باید متوقف شوند. همین. ساده و محال. از یونانیها خواستن که دست از جنگ بردارند مثل این بود که از رودخانه بخواهی بالا برود.
اما ایفیتوس متحدانی پیدا کرد. کلئوسثِنِس پادشاه پیزا که سرزمین اطراف المپیا را در اختیار داشت، و لیکورگوس اسپارتی، قانونگذار افسانهای که حرفش در سراسر یونان حکم قانون داشت. این سه نفر با هم پیمانی بستند به نام اِکِخیریا — آتشبس مقدّس. مفاد این پیمان روی یک دیسک برنزی حک شد و در معبد هِرا در المپیا نگهداری شد. جهانگرد پاوسانیاس قرنها بعد آن را با چشم خودش دید.
قوانین روشن بود: در طول بازیها — اول یک ماه، بعدها سه ماه — تمام دولتشهرهای یونان باید جنگ را کنار میگذاشتند. هیچ ارتشی حق حرکت نداشت، هیچ شهری نباید محاصره میشد، هیچ اعدامی اجرا نمیشد. خاک الیس برای همیشه مقدّس اعلام شد و هیچ نیروی مسلحی حق ورود نداشت. ورزشکاران و مسافران در راه المپیا حتی از خاک دشمنانشان هم امنیت کامل داشتند.
برای اعلام هر آتشبس، سه پیک مقدّس به نام اِسپوندوفوروی با تاجهایی از شاخهٔ زیتون و عصاهای رسمی از الیس به سوی تمام نقاط جهان یونان حرکت میکردند — از سیسیل تا سواحل دریای سیاه، از شمال آفریقا تا جزایر اژه. آسیب رساندن به این پیکها مساوی بود با توهین مستقیم به زئوس. هر جا که میرسیدند، جنگها ساکت میشدند و راه المپیا برای همه باز میشد.
میگویند «بار سوم، بار خداست»، اما در مورد آتشبس مقدّس، حتی بار اول هم بار خدا بود. سال ۴۲۰ پیش از میلاد، در بحبوحهٔ جنگ پِلوپونِز، اسپارت اشتباه کرد و نیرو به خاک الیس فرستاد. جریمهٔ سنگینی تعیین شد. اسپارت از پرداخت سر باز زد و از بازیها اخراج شد. ترسناکترین جنگجویان یونان این خفّت را پذیرفتند. حتی اسپارت جرأت نکرد المپیا را بیحرمت کند.
این آتشبس ۱۱۶۹ سال دوام آورد. از تأسیس بازیها در سال ۷۷۶ پیش از میلاد تا زمانی که امپراتور روم تئودوسیوس اول در سال ۳۹۳ میلادی آنها را ممنوع کرد. در طول بیش از هزار سال، صلح مقدّس فقط چند بار شکسته شد. اِکِخیریا حقیقتی را اثبات کرد که هنوز هم معتبر است: حتی جنگجوترین ملتها میتوانند دلیلی برای زمین گذاشتن سلاح پیدا کنند، و میل به رقابت شرافتمندانه میتواند — هرچند کوتاه — طبلهای جنگ را خاموش کند.
