غروب سیزدهم ژوئن ۱۸۸۶ — یک یکشنبهی گرم و ابری — پادشاه باواریا، لودویگ دوم، از پزشکش دکتر بِرنهارد فون گودِن خواست تا بعد از شام در پیادهروی کنار دریاچهی اِشتارنبِرگ همراهیش کند. لودویگ فقط یک روز بود که بهعنوان زندانی به قصر بِرگ آورده شده بود. دولت باواریا او را دیوانه اعلام کرده و از تخت برکنار کرده بود. گودِن هم پزشکش بود و هم زندانبانش — روانپزشکی سرشناس که بدون حتی یکبار معاینه، فقط بر اساس گفتههای خدمتکاران و وزیران، تشخیص جنون داده بود. آن دو حوالی ساعت شش و نیم عصر از قصر بیرون رفتند. قرار بود ساعت هشت برگردند. هرگز برنگشتند.
0%
معماهای گذشته·1/3·1′

The place
Neuschwanstein Castle
مرگ در دریاچه
راز حلنشدهی غرق شدن یک پادشاه و پزشکش در یک شب تابستانی ۱۸۸۶
1886Neuschwanstein Castle
پند داستان
“بعضی رازها حلنشده میمانند، نه چون حلناشدنیاند، بلکه چون صاحبان قدرت نمیخواهند حل شوند — و پادشاه مرده کسی را متهم نمیکند.”
شخصیتها
K
King Ludwig II of BavariaD
Dr. Bernhard von GuddenJ
Jakob Lidl (fisherman)T
The Bavarian government commissionمنبع
Hacker, Rupert. Ludwig II von Bayern in Augenzeugenberichten, 1972; Haasen, Gerd. Konig Ludwig II: Wahrheit und Legende, 1986; Bavarian State Archives