پیش از آنکه کراکوف پایتخت شود، پیش از آنکه اولین سنگ قلعهٔ واوِل گذاشته شود، چیزی در غاری زیر تپه زندگی میکرد. لهستانیها اسمش را گذاشته بودند اسموک واوِلسکی — اژدهای واوِل. پولکهایی سختتر از آهن، آروارهای که یک اسب را یکجا میبلعید، و نَفَسی که دهکدهها را خاکستر میکرد. اول گلهها را میخورد — گاو، گوسفند، هرچه دم دستش بود. اما وقتی حیوانها تمام شدند، چیز بدتری خواست: دخترهایی که جلوی دهانهٔ غار بگذارند، مثل قربانی برای موجودی که فقط گرسنگی میفهمید.
0%
خدایان و هیولاها·1/1·1′

The place
Wawel Castle & Cathedral
اژدهای واوِل
هیولایی که کراکوف را به وحشت انداخت و پینهدوزی که با نیرنگ شکستش داد
دوران افسانهای پیش از تاریخ کراکوفWawel Castle & Cathedral
پند داستان
“زیرکی و چارهاندیشی چیزی را شکست میدهند که زور از پسش برنمیآید — تیزترین سلاحِ آدمی عقل اوست.”
شخصیتها
ا
اژدهای واوِل (اسموک واوِلسکی)ا
اسکوبا، شاگرد پینهدوزش
شاه کراکوسش
شاهزادهخانممنبع
Wincenty Kadłubek, Chronica seu originale regum et principum Poloniae (c. 1200); Polish oral tradition