همهچیز با یک پرسش ساده شروع شد. لائیوس، پادشاهِ شهرِ یونانیِ تِبس، به دِلفی رفت — مقدّسترین جای یونانِ باستان — تا از کاهنه بپرسد: آیا روزی صاحبِ فرزند خواهد شد؟ جوابی که شنید دنیایش را ویران کرد. آری، پسری به دنیا خواهد آمد. امّا همین پسر روزی پدرش را خواهد کشت و با مادرش ازدواج خواهد کرد. لائیوسِ وحشتزده دستور داد مچِ پاهای نوزاد را سوراخ کنند و ببندند، و بچه را در کوه رها کنند تا بمیرد. نامِ «اُدیپوس» در یونانی یعنی «پای متورّم».
0%
گمگشته و بازیافته·4/7·1′

The place
Delphi - Sanctuary of Apollo & Oracle
سرنوشت اُدیپ
پیشگوییای که گریزی از آن نبود
Mythological Era (Theban Cycle)Delphi - Sanctuary of Apollo & Oracle
پند داستان
“از سرنوشت نمیشود با فرار گریخت — بیشترِ وقتها، خودِ تلاش برای فرار است که پیشگویی را به واقعیّت بدل میکند. خِرَدِ راستین نه در گریز از تقدیر، که در پذیرفتنِ آن است.”
شخصیتها
ا
اُدیپی
یوکاستال
لائیوسک
کاهنهی دِلفیا
اِسفنکسآ
آنتیگونهمنبع
Sophocles’s Oedipus Rex and Oedipus at Colonus, Apollodorus’s Bibliotheca, Pausanias’s Description of Greece