Skip to main content
تاج‌ها و فتوحات·4/4·2
Photograph of Karnak Temple Complex

The place

Karnak Temple Complex

سالنامه‌های تحتمس سوم: ناپلئون مصر

نخستین نبردی که با جزئیات ثبت شد — و نامش در کتاب مکاشفه طنین‌انداز است

پادشاهی نوین (حدود ۱۴۵۷ پیش از میلاد)Karnak Temple Complex

تحتمس سوم بر سر دوراهی ایستاده بود — هم به معنای واقعی کلمه و هم به معنای مجازی آن. سه راه به سوی دژ-شهر مجدّو می‌رفت، جایی که ائتلافی از شاهان کنعانی گرد آمده بودند تا در برابر اقتدار مصر بایستند. دو راه امن اما کُند بود و از کنار کوهستان می‌پیچید تا از شمال و جنوب نزدیک شود. راه سوم مستقیم از تنگه‌ی باریک عارونه می‌گذشت — تنگه‌ای چنان تنگ که سپاه ناگزیر بود تک‌صف پیش رود، آسیب‌پذیر در برابر کمین و ناتوان از عقب‌نشینی. سرداران او یکصدا از راه مستقیم بازش داشتند. تحتمس همان راه را برگزید. بنا بر گزارشی که بر دیوارهای کرنک کنده شده — کهن‌ترین شرح جزءبه‌جزء یک نبرد در تمام تاریخ مکتوب — فرعون فرماندهانش را با چالشی خاموش کرد: «من از راه عارونه خواهم رفت. هر کس از شما که بخواهد از آن راه‌هایی برود که گفتید، برود، و هر کس بخواهد به دنبال اعلی‌حضرت بیاید. آیا باید آن دشمنان بگویند: اعلی‌حضرت از راه دیگر رفت چون از ما می‌ترسید؟» فراخوان غیرت و دلاوری کار را یکسره کرد. تمام سپاه به دنبالش از تنگه گذشت.

قمار ثمری خیره‌کننده به بار آورد. ائتلاف دشمن که انتظار داشت مصریان یکی از دو راه امن را برگزینند، نیروهایش را تقسیم کرده بود تا هر دو مسیر را نگهبانی دهد — و راه مستقیم از تنگه‌ی عارونه را عملاً بی‌محافظ گذاشته بود. سپاه تحتمس از تنگه بیرون آمد و پیش از آنکه دشمن مبهوت بتواند صفوفش را بازآرایی کند، در دشت مجدّو آرایش جنگی گرفت. نبرد، پیروزی قاطع مصر بود. نیروهای ائتلاف به درون شهر گریختند و دروازه‌ها چنان شتابان بسته شد که سربازان ناچار شدند همرزمانشان را از لباس‌هایشان بالای دیوار بکشند.

سالنامه‌ها حاصل پس از نبرد را با دقتی دیوانی ثبت کرده‌اند: ۹۲۴ ارابه‌ی جنگی غنیمت‌گرفته، ۲٬۲۳۸ اسب، ۲۰۰ دست زره، ۵۰۲ کمان، چادر پادشاه با تیرک زرّینش، و مقادیر سرسام‌آوری طلا، نقره، غلّه و گاو و گوسفند. محاصره‌ی مجدّو هفت ماه به درازا کشید تا شهر تسلیم شد. تحتمس با شاهان شکست‌خورده با گذشتی حساب‌شده رفتار کرد — از قدرتشان بَرکند اما اجازه داد به سرزمین‌هایشان بازگردند، این‌بار به عنوان دست‌نشاندگان مصر — سیاستی از مدارای مهارشده که ثبات فتوحاتش را تضمین کرد.

نام «مجدّو» بسی فراتر از مرزهای مصر باستان طنین‌انداز شد. در عبری، این نام به «هار مجدّو» — کوه مجدّو — تبدیل شد که در برگردان یونانی «آرماگدون» گردید. کتاب مکاشفه (۱۶:۱۶) آرماگدون را جایگاه نبرد نهایی میان نیکی و بدی در پایان جهان معرفی می‌کند. بدین‌سان، میدان نبردی که تحتمس سوم بیش از سه هزار سال پیش بزرگ‌ترین پیروزی‌اش را در آن به دست آورد، در سنّت پیشگویانه‌ی مسیحی به مکان نمادین واپسین رویارویی بشریت بدل شد.

سالنامه‌های تحتمس سوم در کرنک همچنان کهن‌ترین نمونه‌ی مستندسازی نظامی منظّم، نخستین گزارش قابل اعتماد از یک نبرد بزرگ، و سرچشمه‌ی واژه‌ای‌اند — آرماگدون — که دو هزار سال است تصویر غرب از رستاخیز را شکل می‌دهد. فرعونی که پیروزی‌هایش را بر دیوار معبد کَند، تصوّر نمی‌کرد که نوشته‌های جنگی‌اش نه‌تنها از امپراتوری‌اش بلکه از تمام تمدنش دیرپاتر خواهد بود — و سه هزار و پانصد سال بعد همچنان سربازان و دانشمندان و جویندگان پیشگویی به یکسان آن‌ها را می‌خوانند و می‌کاوند.

پند داستان

رهبری جسورانه و خطرپذیری حساب‌شده به آنچه اجماع محتاطانه از آن ناتوان است دست می‌یابد، و پژواک یک نبرد می‌تواند هزاره‌ها بپاید.

شخصیت‌ها

ت
تحتمس سوم
ش
شاه قادش
س
سرداران مصری
ا
ائتلاف کنعانی

منبع

Lichtheim, M. Ancient Egyptian Literature, Vol. II. Univ. of California Press, 1976; Cline, Eric H. The Battles of Armageddon, 2000