در هند شهری هست که بیش از یک میلیارد نفر باور دارند از خودِ زمان قدیمیتر است. نامش واراناسیست. متنهای مقدس هندو میگویند روزی که پایان میرسد — آخرین ستاره خاموش، آخرین اقیانوس خشک — خدای شیوا، بزرگترین خدایانشان، نیزهی سهشاخهاش را زیر این شهر فرو میکند و آن را تنها بالای سیل نیستی بلند میکند. جهان نابود میشود. یک شهر، روی سلاح یک خدا، شناور میماند.

The place
Varanasi (Kashi — City of Light)
شهر بر نوکِ نیزه
وقتی جهان نابود میشود، یک شهر زنده میماند — شیوا آن را بر نوک نیزهاش بالای سیل نیستی نگه میدارد
پند داستان
“داستان شهر شیوا میآموزد که حتی بینقصترین فرمانروایی انسانی هم نمیتواند آنچه را روح سرانجام نیاز دارد — رهایی از چرخهی هستی — فراهم کند، و جاهایی که صادقانهتر با مرگ رویاروی میشویم، همانجاهاییست که خداوند نزدیکتر از هر جای دیگر حضور دارد.”
شخصیتها
منبع
Skanda Purana, Kashi Khanda (12th-14th century CE); Kurma Purana, Avimukta Mahatmya; Jabala Upanishad; Shiva Purana (Jyotirlinga narrative); Eck, Diana L. Banaras: City of Light, Princeton University Press, 1982; Singh, Rana P.B. Banaras: Making of India’s Heritage City, 2009; Maasir-i-Alamgiri (Aurangzeb’s court chronicle, compiled by Saqi Must’ad Khan)