Skip to main content
پیامبران و زائران·2/2·2
Photograph of Mogao Caves (Dunhuang Grottoes)

The place

Mogao Caves (Dunhuang Grottoes)

هزار بودای طلایی

یک راهب تنها در بیابان و هزار سال هنرِ مقدس

دودمان جین شرقی (۳۶۶ میلادی) تا دودمان یوان (سدۀ چهاردهم)Mogao Caves (Dunhuang Grottoes)

سال ۳۶۶ میلادی. یک راهبِ بودایی به نام یوئِزون دارد تنهای تنها در بیابان گُبی راه می‌رود، درست روی جادۀ ابریشم — همان مسیرِ بازرگانیِ باستانی که چین را به بقیۀ دنیا وصل می‌کرد. خسته از آفتاب، تشنه، بی‌همراه. تا اینکه به یک دیوارۀ صخره‌ای نزدیک واحۀ دون‌هوانگ می‌رسد، درست وقتی که خورشید دارد غروب می‌کند. و همین‌جاست که همه‌چیز عوض می‌شود.

آخرین پرتوِ نور به سنگ می‌خورد و یکدفعه تمامِ صخره انگار آتش می‌گیرد — طلایی، درخشان، زنده. و در آن نور، یوئِزون چیزی می‌بیند که میخکوبش می‌کند: هزار بودا، درخشنده و سر به فلک کشیده، با چشم‌هایی پُر از مهربانی نگاهش می‌کنند. شاید یک تجربۀ معنوی بود. شاید فقط بازیِ نورِ غروب با سنگ. فرقی نمی‌کرد. یوئِزون زانو زد و همان‌جا نذر کرد.

تصمیم گرفت این صخره را مقدس کند. با دست‌های خودش، اولین غار را برای مراقبه در دلِ سنگ تراشید. خیلی نگذشت که راهبِ دیگری به نام فالیانگ آمد و غار دوم را درست کنارش کَند. دو غار کوچک در یک صخرۀ بیابانی. داستان اینجوری شروع شد.

و اینجاست که قضیه جالب می‌شود. خبر روی جادۀ ابریشم پخش شد و مردم سرازیر شدند — راهب‌ها، هنرمندها، بازرگان‌ها، زائرها. طیِ هزار سالِ بعد، نسل بعد از نسل، نزدیکِ ۵۰۰ غار در همان صخره تراشیده شد. دون‌هوانگ درست سرِ چهارراهِ شلوغ‌ترین شبکۀ بازرگانیِ روی زمین بود. بازرگان‌های ثروتمند خرجِ ساختِ کلِّ یک غار را می‌دادند — به‌عنوان دعا برای عبور سالم از بیابان.

این‌ها اتاق‌های خالی نبودند. هر غار یک شاهکار بود. دیوارها از کف تا سقف پُر بود از نقاشیِ بودا، ارواح، و صحنه‌های زندگیِ روزمره روی جادۀ ابریشم. سقف‌ها پُر بود از فرشته‌های آسمانی در حال پرواز. پیکره‌های غول‌پیکرِ بودا — بلندترینشان بیش از سی متر — مستقیم از دلِ صخره تراشیده شده بود. روی‌هم‌رفته، غارهای موگائو بیش از ۴۵ هزار متر مربع نقاشیِ دیواری دارند.

بعد، جادۀ ابریشم مُرد. تا سدۀ پانزدهم، راه‌های دریایی جایِ بازرگانیِ زمینی را گرفتند و دون‌هوانگ خالی از سکنه شد. غارها به بیابان واگذار شدند. شن جلوی ورودی‌ها تلنبار شد. نقاشی‌ها در تاریکی ماندند. نزدیکِ پانصد سال، یکی از بزرگ‌ترین گنجینه‌های هنریِ تاریخِ بشر همان‌جا در سکوت نشست — کاملاً فراموش‌شده.

می‌گویند «نابرده رنج، گنج میسّر نمی‌شود»... ولی گاهی این گنج است که رنج می‌بَرد — پانصد سال تنها در تاریکی می‌نشیند تا بالاخره کسی برسد. سال ۱۹۰۰، یک کاهنِ تائویی به نام وانگ یوان‌لو داشت شن‌ها را از جلوی یکی از غارها پاک می‌کرد که یک درِ پنهان پیدا کرد. پشتش یک اتاقِ مُهروموم بود با بیش از پنجاه هزار دست‌نوشته، نقاشی و پارچۀ ابریشمی — بعضی‌هایشان بیش از هزار سال قدمت داشتند.

امروز، غارهای موگائو جزو میراثِ جهانیِ یونسکو هستند و یکی از مهم‌ترین گنجینه‌های هنری روی کرۀ زمین. و همۀ این‌ها برمی‌گردد به یک راهبِ خسته که تنها در بیابان ایستاده بود، وقتِ غروب، و نگاه کرد به نوری که به صخره می‌خورد... و چیزی دید که هیچ‌کس دیگری ندیده بود. گاهی همین کافی‌ست — یک نفر که به دیوارِ سنگ نگاه کند و هزار بودای طلایی ببیند.

پند داستان

یک لحظه بینش، وقتی با ایمان همراه باشد، می‌تواند هزار سال آفرینش را رقم بزند.

شخصیت‌ها

ر
راهب یوئِزون (لِه زون) — راهب بودایی صاحب رؤیا
ر
راهب فالیانگ — دومین راهبی که غاری در صخره تراشید
ب
بازرگانان جادۀ ابریشم — که هزینۀ ساخت غارها را می‌دادند
ن
نسل‌های هنرمندان بودایی — که طی هزار سال غارها را پُر از هنر کردند

منبع

Dunhuang Academy historical records; Li Daoyuan, Commentary on the Water Classic