سال ۱۶۰۷ بود. شاهزاده خُرَّم، پسر پانزدهسالهی امپراتور جَهانگیر، داشت از بازار داخل کاخ رد میشد که خشکش زد. دختری چهاردهساله جلوی یکی از غرفهها ایستاده بود: اَرجُمَند بانو بیگم، دختر یکی از قدرتمندترین اشراف ایرانیتبار دربار. خُرَّم رفت پیش پدرش و گفت میخواهم با این دختر ازدواج کنم. ستارهشناسها تاریخی انتخاب کردند — پنج سال بعد. تکتک آن روزها را صبر کرد. سال ۱۶۱۲ ازدواج کردند و خُرَّم نام تازهای به او داد: ممتاز محل، گوهر کاخ.
0%
عشق و دلشکستگی·3/3·1′

The place
Taj Mahal
سه قول
وقتی مرگ یک زن ثروت بزرگترین امپراتوری روی زمین را تبدیل به بنایی از غم کرد — بنایی که دنیا را ساکت کرد
1607–1666 (from first meeting at Meena Bazaar to Shah Jahan’s death in captivity)Taj Mahal
پند داستان
“اندازهی عشق به حرفهایی نیست که در حضور عزیزت میزنی، بلکه به آنچه در غیابش میسازی — و زیباترین چیزهای روی زمین از شادی زاده نشدهاند، بلکه از نپذیرفتن اینکه غم خاموش بماند.”
شخصیتها
S
Shah Jahan (Emperor, born Prince Khurram)M
Mumtaz Mahal (Arjumand Banu Begum)J
Jahanara Begum (eldest daughter)A
Aurangzeb (third son, usurper)U
Ustad Ahmad Lahori (chief architect)A
Amanat Khan Shirazi (master calligrapher)منبع
Abdul Hamid Lahori, Padshahnama (c. 1648); Muhammad Amin Qazwini, Padshahnama (c. 1638); Peter Mundy, Travels in Europe and Asia, Vol. II (1632–33); Jean-Baptiste Tavernier, Les Six Voyages (1676); Ebba Koch, The Complete Taj Mahal and the Riverfront Gardens of Agra (2006); R. Nath, The Taj Mahal and Its Incarnation (1985)