Skip to main content
سازندگان و شگفتی‌ها·2/3·8
Photograph of Taj Mahal

The place

Taj Mahal

دست‌هایی که ابدیّت ساختند

افسانه‌ی تاریکِ کارگرانِ بریده‌دست، اسطوره‌ی جهانیِ مجازاتِ سازنده، و حقیقتِ استادکارانِ تاج‌محل

1632–1653 (construction of the Taj Mahal); myth origins uncertain, popularized 19th–20th centuryTaj Mahal

در شهر آگرا، هندوستان — درست زیر سایه‌ی تاج‌محل — داستانی هست که همه می‌شنوند. می‌گویند وقتی شاه‌جهان شاهکارش را در سال ۱۶۵۳ تمام کرد، فرمان داد دستِ بیست هزار کارگر را ببُرند. تا هیچ‌کس دیگر نتواند بنایی به این زیبایی بسازد. بعضی‌ها می‌گویند چشم‌هایشان را هم کور کرد. یکی از مشهورترین افسانه‌های دنیاست. و از اوّل تا آخرش ساختگی‌ست.

و جالبش اینجاست که حتّی دروغِ دست‌اوّلی هم نیست. همین حکایت را درباره‌ی کلیسای سنت باسیل مسکو هم می‌گویند — که ایوانِ مخوف چشمِ معمارها را کور کرد. درباره‌ی مسجدِ فاتحِ استانبول هم — که سلطان محمّد دستِ مهندس را بُرید. می‌گویند تا سه نشه، بازی نشه — خب، این دروغ سه بار در سه قارّه تکرار شد، ولی تکرارِ یک دروغ بازی‌اش نمی‌کند. هر جا آدم‌ها چیزی ناممکن ساخته‌اند، خودشان باور کرده‌اند که سازنده‌اش تاوانش را پس داده.

امّا مُغول‌ها وسواسی‌ترین ثبت‌کنندگانِ تاریخ بودند. «پادشاه‌نامه» — تاریخ رسمیِ دربارِ شاه‌جهان — صدها صفحه‌ست و هر مُزد، هر قراردادِ معدن، و هر محموله‌ی سنگ مرمر را ثبت کرده. از مجازات خبری نیست. حتّی یک خط. بریدنِ چهل هزار دست از بیست هزار کارگر فاجعه‌ای اداری می‌شد — از دست دادنِ ناگهانیِ ماهرترین صنعتگرانِ آسیا. امپراتوری‌ای که همه‌چیز را ثبت کرده، این را ثبت نکرده. چون اتّفاق نیفتاده.

شاه‌جهان درست برعکسش را کرد. در ۱۶۴۱، وسطِ ساخت‌وساز، بیگاری را در سرتاسر قلمروش ممنوع کرد. کتیبه‌ای در قلعه‌ی آگرا یازده میلیون «دام» از خزانه‌ی سلطنتی برای دستمزد کارگران ثبت کرده. و باستان‌شناسان بعدها نزدیک ۶۷۰ اسم حکّاکی‌شده روی سنگ‌های ماسه‌ای تاج‌محل پیدا کردند — به خطّ عربی و فارسی، با نمادهای هندو و اسلامی کنارِ هم. این‌ها خط‌خطیِ زندانی نبود. امضای آدم‌هایی بود که به کارشان افتخار می‌کردند.

معمار اصلی، استاد احمد لاهوری — ریاضی‌دانی که اقلیدس خوانده بود و لقب «اعجوبه‌ی عصر» داشت — بعد از تاج‌محل غیبش نزد. رفت سراغ پروژه‌ی بعدی‌اش: طرّاحیِ قلعه‌ی سرخِ دهلی، پایتختِ جدیدِ شاه‌جهان. حدود ۱۶۴۹ به مرگ طبیعی درگذشت، دست‌هایش سالم. پسرش بعدها یک کپیِ عمدی از تاج‌محل ساخت — به سفارش خودِ اورنگ‌زیب، پسر شاه‌جهان. هیچ ممنوعیّتی برای تکرار وجود نداشت.

و امّا خوشنویس — عبدالحقّ، ایرانی‌ای که از ایران آمده بود تا آیات قرآن را بر هر طاق و قوسی بنویسد. حروف را طوری طرّاحی کرد که هرچه بالاتر می‌رفتند بزرگ‌تر می‌شدند — تا از پایین یکدست به نظر برسند. ترفندِ بصری‌ای که بعد از چهار قرن هنوز کار می‌کند. شاه‌جهان لقبِ «امانت‌خان» بهش داد، با زمین و ثروتِ مادام‌العمر. تنها کسی که تاج‌محل را به نامش امضا کرد، ثروتمند از دنیا رفت — و با درآمدش کاروان‌سرایی برای مسافران ساخت.

پس چرا این افسانه عمر می‌کند؟ بخشی‌اش به خاطر داستان‌های استعمارگرانِ بریتانیایی‌ست — «امپراتورهای خونریز شرقی» بهانه‌ی خوبی بود برای حکومت بر هند. ولی دلیلِ اصلی عمیق‌تر است: وقتی جلوی تاج‌محل می‌ایستی و سنگ مرمر تمام میدان دیدت را پُر می‌کند و گل‌های حکّاکی‌شده آن‌قدر واقعی‌اند که انگار می‌شود چیدشان — مغزت دنبال توضیحی می‌گردد هم‌اندازه‌ی آن زیبایی. چهل هزار دست بریده، با تمام وحشتش، جوابی‌ست به اندازه‌ی سؤال.

ولی حقیقت قشنگ‌تر است. بیست هزار کارگر از دین‌های مختلف، به رهبریِ یک معمارِ نابغه، با پولِ خزانه، بیست‌ودو سال تمام ساختند — زیر فرمانِ امپراتوری که بیگاری را ممنوع کرده بود. اسم‌هایشان را در دیوارها کَندند. به پسرهایشان یاد دادند، و آن پسرها برای امپراتورهایی ساختند که هنوز به دنیا نیامده بودند. دست‌های سازندگانِ تاج‌محل هرگز بریده نشد. آن زیبایی نفرین نبود. هدیه بود — هدیه‌ای که آزادانه داده شد.

پند داستان

حقیقتِ تاج‌محل این نیست که زیبایی بهای سنگینی دارد — بلکه این است که زیبایی به آزادی نیاز دارد. بزرگ‌ترین یادبود عشق روی زمین را نه بردگان ساختند و نه زندانیان، بلکه دست‌های آزادی ساختند که مُزدشان را گرفتند، با افتخار امضا کردند، و هنرشان را به فرزندانشان سپردند.

شخصیت‌ها

S
Shah Jahan (Emperor)
U
Ustad Ahmad Lahori (chief architect, 'Wonder of the Age')
A
Amanat Khan Shirazi (master calligrapher, born Abd ul-Haq)
L
Lutfullah Muhandis (Ahmad Lahori's son, poet and mathematician)
A
Ataullah Rashidi (Ahmad Lahori's son, architect of Bibi Ka Maqbara)
E
Ebba Koch (art historian, University of Vienna)

منبع

Abdul Hamid Lahori, Padshahnama (c. 1648); Lutfullah Muhandis, Diwan-i-Muhandis (manuscript, Mahmud Banglori collection, Bangalore); Ebba Koch, The Complete Taj Mahal and the Riverfront Gardens of Agra (2006); Stith Thompson, Motif-Index of Folk-Literature (1955-58), motifs W181.2 and S165.7; S. Irfan Habib, Jawaharlal Nehru University; Rana Safvi, 'The Architect of the Taj Mahal' (2019)