مینوس برای نشستن بر تخت کرت، فقط بلندپروازی کافی نبود. باید مردم باور میکردند که خدایان پشتش هستند. پس دست به دعا برد و با پوسئیدون، خدای دریا، معاملهای بست: نشانهای بفرست، و هر چه فرستادی قربانیات میکنم. پوسئیدون هم جواب داد. از دل امواج، گاو نری سفید بیرون آمد — آنقدر بینقص که انگار از جنس این دنیا نبود. مردم کرت با چشم خودشان دیدند که از آب بیرون آمد، و فهمیدند این مرد برگزیده است.
0%
ارواح و نفرینها·4/5·1′

The place
Knossos - Palace of King Minos & the Labyrinth
هیولای هزارتو
وقتی پادشاهی قولش را به خدای دریا شکست
دوران اسطورهای (عصر مینویی)Knossos - Palace of King Minos & the Labyrinth
پند داستان
“از عواقب پیمانشکنی فراری نیست. مینوس خواست خدایی را فریب دهد و هیولایی آفرید که آبروی سلطنتش — و جان فرزندان مردم — را بلعید.”
شخصیتها
م
مینوتور (آستِریون)ش
شاه مینوسم
ملکه پاسیفائهپ
پوسئیدوند
دایدالوسگ
گاو سفیدمنبع
Apollodorus’s Bibliotheca, Ovid’s Metamorphoses, Plutarch’s Life of Theseus